-
این وطن پرست را ببنید ::
در صورت هرگونه زیاده‌خواهی یا عدم ارایه تضمین برای پابرجا ماندن تعهدات، راه بازگشت همیشه باز است".


"غلامحسین کرباسچی" در مصاحبه با روزنامه زنجیره‌ای اعتماد گفته است: "در صورتی که آمریکا ضمانت دهد دیگر بدعهدی نکند ایران می‌تواند با ترامپ پای میز مذاکره بنشیند"!
-

پس این داعش چیکار می‌کنه؟ مگه نگفته میخواد رونالدو رو ترور کنه؟ بیاد بکنه دیگه
ما چجوری جلوی این هیولا بازی کنیم آخه؟ :||
-







منو شهدا یهویی


--
یک روز به شیدایی
در زلف تو آویزم...

-
یکی بود ، یکی نبود یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد !فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گوید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به خانه می رویم ، موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و... کنار گذاشت . ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به موسی کرده و می گوید : لحظه ای تامل کن ! موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند تورهای ماهیگیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگهداری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که " انشاء الله در بهشت با موسی همنشین شوی ! "چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با موسی ! موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد !



--

-
۱- نحوه شکل گیری پیر ریویو یا peer review در گذشته، مقالات ارسال شده به مجلات توسط خود ادیتور مجله مورد غربالگری علمی قرار می‌گرفتند. اما با افزایش زمینه‌های تخصصی و تعداد مجلات این نیاز به وجود آمد تا قبل از تصمیم گیری درباره یک مقاله از نظر سایر متخصصین مربوط به حوزه‌ای که مقاله در آن ارایه شده درباره کیفیت مقاله نیز استفاده شود. این به آن معناست که ادیتورهای مجله تصمیم گرفته‌اند به غیر از نظر و رای علمی خود از آراء و نظرات سایر متخصصان و همکاران خود نیز درباره کیفیت مقاله استفاده نمایند. اما لازم به ذکر است که رای نهایی درباره پذیرش و یا رد مجله به عهده ادیتور مجله می‌باشد.

ادامه مطلب را در سایت چاپ مقاله و پذیرش مقاله اوج دانش را مشاهده کنید
مشاهده پست‌های بیشتر